تبليغاتX
بگذار عاشق بمانم به دلكده تنهايي من خوش آمديد

" یادته؟ "
تاريخ: سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ساعت :6:7

 

تنهایی

سلام دوستان

امشب یک حال وهوای دیگری دارم...دلم خیلی گرفته.... بی اختیار با خوندن یک شعر زیبا از مریم حیدرزاده اشک توی چشام جمع شد چیکار کنم که دست خودم نیست یاد خاطرات غبار گرفته ام افتادم .... چیکار کنم که قلبم بیشتر وقتها به حرفام گوش نمی ده و ساز ناسازگاری می زنه...چیکار کنم که دل شکسته هیچ درمانی نداره و دردش از خیلی از دردهای دنیا تلخ تر و شدیدتره... چطور می شه طعم چشیدن "روزهای خیلی طلایی" رو فراموش کرد من نمی دونم ... الان انگار تو عمق قلبم همون شکستگی رو عمیقا ً احساس می کنم ... انگار توی یک دریاچه کوچک که مدتها بوده بوده ساکت و آرووم بوده یک سنگ بندازی و دوباره اون رو مواج کنی ... ولی خیلی خوب می دونم که چاره ای ندارم به جز اینکه با این دلشکستگی  باید تا کنم .... اونایی رو که من به گوش شنیدم و به دیده دیدم و به دل لمس کردم به سادگی گذشتنی نیست انگار پرنده ای را که پرواز بلد نیست پرواز بیاموزی و تا اوج آسمون بپرونیش بعد همونجا بال و پرش رو ازش بگیری تا با اونهمه شوق پرواز و عشق و امید و شور به زمین بخوره ....من درست همون حس پرنده بی بال و پر رو دارم  که یک بار تونستم آسمون رو لمس کنم ...فقط خدا می تونه درد این دل رو آرووم بکنه و جواب  اون کسی که بال و پر داد و بال و پر گرفت هم با خداست ...دلم خیلی گرفته و اشکام نمی ذاره بیشتر بنویسم ...شعر مریم حیدزاده  رو بخونید بهتر از این هست که که نامه غم همیشگی من رو برای بار صدم تکرار کرده و از بر بکنید:

گریه

 

" یادته؟ "

 

روزای خیلی طلایی یادته؟

روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟

روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟

شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟

عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟


دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟

چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟

روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟

رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟

روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟


عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته

دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟

واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟



یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟

گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟

حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟

پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟

گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟

دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟



دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟

فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟

واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟

یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟

زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟

یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟

فکر بودن توی قایق یادته؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟

پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟

نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار رویا ، یادته؟

طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟

فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟

چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟

چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟

گفتی ما باید جداشیم یادته؟

گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟

یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟

گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟

حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟

حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟

 

چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟



حالا اومدم، همون جا وایسادم؛

حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم

دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و

اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما

حیف شعری که نوشتم یادته ؛ شعر من بدم باشه، زیادته، حیف شعری که نوشتم یادته

شعر من بده ولی، زیادته

 

 شاعر: مریم حیدر زاده

 

جدائی

نوشته شده توسط گلنار | موضوع: | لينک ثابت |
? This Template Designed By mashhad20