فریب
تاريخ: جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت :11:33

تا به تو تکیه کردم
پشتم و خالی کردی
تو رسم دل شکستنو
بد جوری حالی کردی
بد جوری حالی کردی
بیا ببین که خستم
غریب و دل شکستم
کوه غرور بودم
حالا به خاک نشستم
حالا به خاک نشستم
خیال می کردم تو برام پشت و پناهی
با این همه خستگیهام یه تکیه گاهی
چه آرزوهایی که بر تو بستم
بلور قلبم و به پات شکستم
دیگه امروز دیدنت خواب و خیاله
عشق تو دوباره داشتن حالا امید محاله
تا به تو تکیه کردم
پشتم و خالی کردی
تو رسم دل شکستنو
بد جوری حالی کردی
بد جوری حالی کردی
بیا ببین که خستم
غریب و دل شکستم
کوه غرور بودم
حالا به خاک نشستم
حالا به خاک نشستم




