
به نام آنکه مرا آفرید و ذره ذره وجودم در تکاپوی رحمتش می تپد ، به نام آنکه عناصرم را اینگونه شیفته یکی از آفریده های دیگر خود نمود .... در همین آغاز یک « فریاد» : « یا الله مدد»
سلام به همه اونهایی که به یک بهونه خواب از چشمانشون ربوده شده...من هم خوابی تدارم البته مدت زیادیه که از خواب خوارک افتاده ام... نه رنج گرنسنگی نه رنج بی خوابی ...هیچکدوم آزارم نمی ده ولی رنج بی تو بودن بسی آزرده خاطرم نموده محبوبم... اکنون سر بر بالشت نهاده ای و آسوده به خواب عمیق فرو رفته ای من هرلحظه بیدار و بیدارتر میشوم و بودنت را بیشتر و بیشتر از خدا تمنا می کنم...بی تو بودن بسی سخته... نمی دونم فردا که بیدار می شی توی کدوم ساعت از روز به یاد من می افتی ولی دلم برات خیلی تنگه خیلی تنگ ...امشب زیر چتر آسمون به یاد خاطراتمون دلم بارونی شد ..یادت که هست؟ با هم زیر همین چتر پر ستاره آسمون قدم می زدیم و از روی پل معروفمون با تماشای ستاره ها رد می شدیمو بعدش خداحافظظظظ.... یادت هست؟ می دونم یادته مگه می شه عشق به اون بزرگی فراموش بشه.....عزیزترینم کاش می دونستی دوریت بدجوری مریض احوالم کرده حالا که من رو تو یک قدمی جدایی گذاشتی و رفتی از یه طرف دست به دامن خدا هستم که زود برگردی و با آغوشی از وصال به استقبالم بیای از طرف دیگه هم حس می کنم لبه یک تیغ ایستادم که هر آن بی تو بودن می تونه بی نفسم کنه...آره عزیزم راسته راسته نفسم به بودنت بسته شده...هرچند هنوز بی توی بی تو نیستم... تو این لحظه هاست که حس می کنم که تنها کسی که می تونه کمکمون کنه خداست واسه اینه که ازت می خوام استقامتت رو از دست ندی و نبازی چون خدا اون بالاست و مطمئنم کمکمون می کنه منم اینجام تا هر جا بگی باهاتم و هیچ موقع تنهات نمی ذارم فقط تو باش و من رو تنها نذار که اگه بری گلیتم دیگه می میره... عزیزم از همه خواستم برا عشقمون دعا کنن شاید اگه تعداد دستهایی که به اون طرف خدا جونم دراز می شه زیاد باشه خدا هم دلش به حال عشمون بسوزه و همه چیز درست بشه و دوباره دستامون تو دست هم قفل بشه ...من منتظرم ..من منتظرم که با حرفای خوبت برگردی و من رو در انتظارت نذاری...
از همه شما دوستانی عزیزی که می آیید و برای ما دعا می کنید صمیمانه متشکرم...از همتون دوباره عاجزانه خواهشمندم که برای ما و عشقمون دعا کنید و از خدا بخوایید که نذاره عشق ما به جدایی بکشه چون تو این مرحله دیگه همه چیز دست خداست و از دست ما چیزی بر نمیاد...حتی یک جمله کوچیک هم کافیه: خدا جون به گلنار و عشقش کمک کن که بزودی زود مشکلشون حل بشه و بتونن به آرزوشون برسن...چون من بدون اون طاقت زندگی کردن ندارم .. از همتون ممنونم
كمي با من مدارا كن
كمي با من مداراكن
كه خود را با تو بشناسم
من گم را تو پيدا كن
من گم را تو پيدا كن
تورا از شب جدا كردم
تورا از قصه آوردم
نمي شد با تو بد با شم
نمي شد ازتو برگردم
كمي با من مداراكن
كه خود را با تو بشناسم
من گم را تو پيدا كن
نه از برگم نه ازجنگل
نه از باران، نه ازشبنم
نه آن تعميدي رودم
نه آن مريم ترين مريم
منم همسقف ديروزي
كه عطرخانگي دارد
كه دستان تو را بايد
به شام سفره بسپارم
كمي بامن مدارا كن
صبوري كن تحمل كن
من گم راتو پيدا كن
اگرسختم، اگردشوار
اگرسيل مصيبت وار
اگرتلخم، اگربيمار
منم ازعشق تو بسيار
منم هم خون و هم گريه
كه بغض اش رابه دريا داد
كه از اوج پريدن ها
براين ويرانه ها افتاد
كمي با من مدارا كن
صبوري كن تحمل كن
من گم را تو پيدا كن




