
امشب اومدم تا از همه شما یک چیز بخوام ... نمی دونم چند نفر از شما این خواهش من رو قبول خواهید کرد ولی من بازم می گم ... هر کسی اگه می تونه برای من دعا کنه هر طور که می تونید برای من و نیتم دعا کنید وهر کی می تونه یک بار سوره وضحی رو برای نیت من بخونه از اونایی که این کارو برای من می کنن خیلی خیلی ممنونم حتی از اونایی که این سوره رو نمی خونن هم بخاطر دعاشون خیلی ممنونم ...
این روزها خیلی می ترسم که این امیدواریهای من سرچشمه اش هیچ باشه و باز به تاراج غم وغصه برم ولی بچه ها اینبار دیگه من به آخر خط رسیدم اینبار دیگه اگه دعاهام مستجاب نشه من تموم می شم ... اینجا تنها جایی که من می تونم بی ریا با شما ها دردو دل کنم ... هیچ چاره ای ندارم بخدا من خیلی تلاش کردم ولی عشقش آنچنان به تار و پود روح من گره خورده و نقاشی احساس من رو نقش انداخته که به این راحتی ها نمی شه از وجودم کندش... من تنها گناهم دوست داشتنه البته اگه اسم این رو می شه گناه گذاشت حاضرم محاکمه و قصاص بشم ... گذر زمان هم دردی از احساس من درمان نکرد ... می گفتم شاید بشه فراموش کرد ولی نمی شه ...حالا دلم می خواد تا آخرین توانم تلاش کنم که هیچکی نتونه مارو از هم جدا کنه فقط این وسط اون باید دستشو از دست من نکشه چون اگه اینبارم حس کنم که نیست تیشه بر ریشه هستی خودم می زنم چون فقط اینطوری عشق من از بین می ره ... واقعیتش نمی دونم هنوزم همراهم هست یا نه ! نمی دونم هنوز دستش تو دست من هست یا منو تنها گذاشته تا به زندگیم برسم اینارو نمی دونم ... شایدم من دلخوشم که هست یا اون می خواد که من دلخوش باشم که هست و در واقع خیلی وقته رفته ... شایدم من به ناامیدی عادت کردم نمی خوام باور کنم که اینبار می خواد باشه تا آخرش.... ولی کاش اینطور باشه ... من اونرو از جون خودم هم بیشتر دوست دارم بخدا قسم اینو راست می گم اگه اون نباشه نفس های من هم نیست...واسه اینه از همتون خواهش می کنم برام دعا کنید ...دعا کنید که تنهام نذاره شاید خدا نظرش رو ما شد به آرزومون رسیدیم وقتش برام مهم نیت فقط اینو می خوام که میدون رو ترک نکنیم و دست به دست هم بایستیم... بخدا قسم دیگه اگه نباشه من رفتنیم ... تورو خدا دعا کنید که خدا همه چیزو درست کنه و این امیدهایی که تو دل من شکوفا شده واهی نباشه...تورو خدا دعا کنید مهربون بمونه ...توروخدا دعا کنید همیشه با من بمونه و تنهام نذلره شاید این نامه مثل نامه کسی باشه که آخرین نفساشو می ده و برا زنده موندن داره تلاش می کنه چون تنها دلیل زنده بودنه من اونه با رفتن اون.........کاش می شد دلم رو از جاش در بیارم تا اون به جای من حرف بزنه.... نمی دونم چی میشه ...
خدایا ازت خواهش می کنم به حرمت رسولت و به پاکی زهراش قسمت می دم ما از هم جدا نشیم من تا حالا ازت هیچی نخواستم می دونم خیلی ازت خواهش و التماس کردم که ازم نگیریش ولی بازم پیشونیمو رو خاک می زارم و التماس می کنم که مارو از هم جدا نکن و نذار که دستهای نامهربونی دیگرون بیشتر از این بر پیکر نیمه جون عشقمون لطمه بزنه... اگه تو بخوای همه چیز درست می شه ... مارو هم شامل لطف خودت کن ... این حس رو خودت تو وجود من گذاشتی روح من رو به آرامش برسون...قادر متعال فقط توئی
از همتون ممنونم که پای سفره درد ودل نشستید ...




